Payam e Ashena Polls
|
|
|
|
Most Popular News
|
|
|
|
Photo Gallery
|
|
|
|
|
Advertisements
|

|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«جان فرحی» و قهرمان سازی ما ایرانیان |
|
{article.de scri ption} |
|
دکتر حسین حسینی
|
|
|
|
|
|
ماه گذشته خبری در نشریه «لوس آنجلس تایمز» چاپ شد که مثل زلزله ای بزرگ جامعه ایرانی جنوب کالیفرنیا را تکان داد. این خبر که در قسمت اقتصادی روزنامه چاپ شده بود حکایت از آن داشت که شرکت «نیو پوینت سکیوریتی» و مدیر و موسس آن آقای جان فرحی توسط کمیسیون سهام و تبادل ارز (SEC) دولت فدرال امریکا متهم به کلاه برداری شده است. تا اینجای قضیه، خبر خیلی ساده به نظر می رسد. هر هفته و هر ماه در این کشور شرکت ها و افراد زیادی به اتهام اختلاس در آستانه اتهام قرار می گیرند، ولی آقای جان فرحی و موسسه ایشان، یک فرد و یا سازمان تازه از راه رسیده نیستند. جان فرحی شهرت فراوانی در جامعه ایرانی مقیم جنوب کالیفرنیا دارد. او پنج روز هفته به مدت یکساعت، یک برنامه رادیویی به نام «اقتصاد امروز» را اجرا می کرد و برای مدت ۸ سال توانسته بود شهرت زیادی در میان ایرانیان کسب کند. این برنامه شاید بعد از برنامه «رازها و نیازها» که توسط دکتر هلاکویی اجرا می شود، یک از پرشنونده ترین برنامه های رادیویی بود. جالب تر از اصل خبر، عکس المعمل ایرانیان در مقابل این اتفاق بود. ظرف ۲۴ ساعت، انواع و اقسام شایعات و تئوری ها در سطح جامعه پخش گردید. عده ای می گفتند که جان فرحی در زندان است و عده دیگر میزان اختلاس را تا ۲۰ برابر رقمی که در«لوس انجلس تایمز» آمده بود حدس میزدند. به عبارت دیگر، ضرب المثل «یک کلاغ چهل کلاغ» بطور وضوح در جامعه رواج داشت. این عکس العمل ها مرا به یاد یکی از داستان های جالب «وسترن» در دوران قدیم امریکا انداخت. داستان از این قرار است که سه نفر «کابوی» امریکایی مشاهده می کنند که بعضی از اسب هایشان در اصطبل ناپدید می شوند. یک روز یکی از آنها، یک نفر بیچاره را دستگیر می کند و نزد دو کابوی دیگر می آورد و می گوید من دزد اسب هایمان را پیدا کردم. بهتر است او را دار بزنیم. کابوی دومی پیشنهاد را تائید می کند و می گوید من الان طناب دار را آماده می کنم تا او را دار بزنیم. کابوی سومی می گوید: «نه، بگذارید اول او را محاکمه کنیم و سپس او را به دار بکشیم». اکنون نیز جامعه ما قبل از هر محاکمه و دادگاهی، به سرعت تصمیم به دار زدن شخصیت جان فرحی گرفت. البته بر طبق قانون امریکا و اکثر کشورهای متمدن جهان، افراد بیگناه هستند تا هنگامیکه محاکمه شده و جرم آنها در دادگاه ثابت گردد. ولی متاسفانه برای ما که «قهرمان ساز» هستیم، با کوچکترین اتفاقی، قهرمان دیروز خود را به ته دره پرتاب می کنیم. من در مورد صحت و سقم اتهاماتی که علیه آقای جان فرحی مطرح است، اطلاع و نظری ندارم. رسیدگی به این اتهامات در دست دادگاه می باشد، ولی نمی توانم فراموش کنم که چگونه تا چندی پیش، به هر جلسه و مهمانی که میرفتی، خیلی ها در مورد مسایل اقتصادی، بازار سهام، مسکن، سود سرمایه، وام و غیره دائما نظرات جان فرحی را به عنوان «وحی مُنزل» تلقی و خود را از مریدان او میدانستند. البته من نیز بارها به برنامه رادیویی ایشان گوش داده ام و تا آنجا که به یاد دارم او همیشه نصیحت می کرد که در سرمایه گذاری مواظب باسید، قانون را رعایت کنید و از ریسک کردن بپرهیزید.
سئوال اصلی که در حال حاضر در جامعه مطرح می باشد این است که اگر به افرادی چون جان فرحی که با این همه احتیاط سخن می گفت نتوان اعتماد کرد، پس به چه کسی می باید اعتماد داشت؟ من به این نتیجه رسیده ام که ما باید دست از «قهرمان سازی» و اعتماد مطلق به این و آن برداریم. متاسفانه این خصلت قهرمانسازی وقهرمان کُشی در تاریخ کشور ما پدیده تازه ای نیست. یک نگاه کوتاه به تاریخ صد ساله گذشته نشان می دهد که چگونه ما از افرادی مانند رضاشاه، محمدرضاشاه، مصدق، خمینی و غیره قهرمان ساختیم و بلافاصله، بعد از چند اتفاق تاریخی، آنان را طرد کرده ایم و حالا نیز همین رویه را دنبال می کنیم. نمونه جدید آن در داخل کشور، افرادی مانند خاتمی، احمدی نژاد، اکبر گنجی، میرحسین موسوی، کروبی و دها نفر دیگر هستند که بستگی به موقعیت روز، زمانی قهرمان و چندی بعد خیانت کار و بی عرضه می شوند. ما ایرانیان خارج کشور، مخصوصا افراد هم سن و سال من نیز از این قاعده مستثنی نیستیم. با نگاهی به فعالان به اصطلاح «سیاسی» و«رسانه ای» می بینیم که خیلی ها، از جمله افراد صاحب نام اقتصادی و فرهنگی، یک شبه قهرمان شده وطرفداران بسیار پیدا کرده اند و سپس، پس از یک اتفاق، مورد انزجار و تهمت عده ای دیگر قرار گرفته و بکلی از صحنه خارج شده اند. راستی علت این امر چیست؟ آیا چنین پدیده ای تنهادر جامعه ایرانی رواج دارد؟ و بالاخره آیا راه حلی برای خروج از چنین وضعیتی وجود دارد؟ به اعتقاد من، ما انسان ها بطور کلی به دنبال کسانی هستیم که خواسته های ما را مطرح می کنند و به مجرد اینکه درمی یابیم که دیگر خواسته هایمان در هدفشان نیست آنها را طرد میکنیم. واقعیت این است که هیچکس به طور مطلق نمی تواند همه خواسته های ما را جوابگو باشد. هر یک از این «قهرمانان» ساخته و پرداخته ما، در یک مقطع زمانی کار مفیدی انجام داده اند و بطور طبیعی در یک مقطع دیگر از تاریخ یا دچار یک اشتباه شده و یا بوسیله فرد جدیدی جانشین می شوند. با اینکه این موضوع محدود به ما ایرانیان و جامعه ما نمی شود، ولی به خاطر شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی، این پدیده در میان ما رواج بیشتری دارد. اما راه حل چیست؟ چگونه خود را از پدیده «قهرمان سازی» و «قهرمان کُشی» نجات دهیم؟ به نظر من، در مرحله اول، باید از فرد پرستی دست برداریم. شاید این سخت ترین کار برای خیلی از ما باشد. برای مثال، ما همیشه افراد را بالاتر از سازمان ها و نهاد ها میدانیم. این نوع تفکر را در مکالمات روزمره خود نیزمی بینیم. مثلا به جای «رادیو صدای ایران» می گوییم «رادیو مروتی» و یا بجای «آی.آر.تی.وی» میگوییم «تلویزیون «لیمونادی»! احزاب سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی نیز وضع بهتری ندارند. در مرحله دوم آیا وقت آن نرسیده که به نیروی فردی خود و مردم مان اتکا کنیم؟ در کشور وسیعی چون امریکا که دسترسی به اطلاعات نسبتا آسان می باشد، ما می توانیم تقریبا در هر موردی شخصا تحقیق کنیم. اگر آقای فرحی یا امثال او نظری می دهند، می توانیم خودمان آگاهانه در مورد صحت و صقم گفته ها و پیشنهادهای ایشان به تحقیق و جستجو بپردازیم.
بطور خلاصه قهرمانان ما، ساخته و پرداخته ذهنی ما می باشند. بدون خواست ما، هیچکدام از آنها قرمان نمی شوند. باید از این قهرمان سازی ها دست برداریم. به نسل جدید در داخل کشور نگاه کنید که با ایجاد یک حرکت زیبا، زن و مرد در کنار یکدیگر، بدون هیچ رهبر و قهرمان مشخصی، جنبش آزادی خواهانه ای را که جنبش «سبز» نامیده اند به پیش می برند. جان فرحی نه اولین ایرانی خارج از کشور است که با مشکل قانونی مواجه شده ، نه آخرین آن. در نهایت، به قول قدیمی ها، «علی می ماند و حوض اش». به امید روزی که با یادگیری و استفاده از امکانات کشور میزبان، نهاد های دموکراتیک خود را در خارج از کشور تأسیس کنیم و رهبران مان را به طور جمعی انتخاب کنیم و درصورت خطا، با استفاده از امکانات دموکراتیک آنها را برکنار کنیم.
|
|
|
|
|
|
Latest Farsi Articles On Payam e Ashena
|
Submit a Comment
|
|
|
|
|
|
Posted Comment On Article |
Home >
فارسی >
موضوعات روز |
|
|
خلیج مکزیک غرق درنفت سیاه
از : شهلا صمصامی : July 20th, 2010
من و فرح پهلوی: مصاحبه فرامرز فروزنده
از : فرامرز فروزنده : July 20th, 2010
آیا امریکا یک جامعه نژاد پرست است؟
از : شهلا صمصامی : June 21st, 2010
اتمی شدن ایران مانع صلح خاور میانه!
از : شهلا صمصامی : May 25th, 2010
آنچه در انتظار ماست: جنگ قدرت در ایران به کجا می
از : فولکر پرتز / مترجم:ح.پدرام : April 20th, 2010
نبرد جمهوریخواهان با اوباما
از : شهلا صمصامی : April 20th, 2010
گزارش فروش و قیمت منازل در ماه فوریه ۲۰10
از : هاله شیدوَش متخصص املاک : April 14th, 2010
سرزمینی پر از آزادی
از : محمد ح . ن. فرزند ایران : March 17th, 2010
کودتا علیه دموکراسی
از : شهلا صمصامی : February 11th, 2010
یک واقعه تاریخی و یک افسانه اساطیری
از : شهلا صمصامی : January 11th, 2010
|
|
|
|
|
|
|
|