Fri, 30 Jul 2010 23:31:24 PST About Us      Advertise      Contact Us      Archives      Earlier articles



 


Payam e Ashena Polls







لطفاً نظرتان را در باره این سایت بنویسید
بسیار خوب
خوب
متوسط



Most Popular News


Photo Gallery

Advertisements












حکومت لرزان محمد خیابانی در آذربایجان

{article.de scri ption}

 
در مقاله گذشته درباره فعالیت های خیابانی نوشتیم که او می خواست «بیورلینگ» رئیس سوئدی شهربانی را مجبور به ترک آذربایجان کند. برای رسیدن به این هدف میرزا باقر نامی را وسیله عده ای از افراد مسلح خود از کلانتری بیرون آورد.  رئیس کلانتری به بیورلینگ گزارش داد که افراد خیابانی میرزا باقر را که زندانی بود با خود به عمارت تجدد که ستاد خیابانی است بردند.  روز بعد دانش آموزان متوسطه تبریز با تحریک فیوضات معاون اداره فرهنگ در بازار ها هیاهو به راه انداختند که مغازه ها را ببندند.  پس از بسته شدن بازارها غوغاگران به میدانی رفتند که چوبه دار بر پا بود.  چون چندین تن از آدمکشان طرفدار خیابانی را دار زده بودند، دانش آموزان را واداشتند که آنرا آتش زدند.  سپس بازاریان و دانش آموزان به عمارت تجدد رفتند.

دولت ماهانه سربازان را برای چند ماه نپرداخته بود.  خیابانی دستور داد آنان به عمارت تجدد بیایند و ماهانه خود را دریافت دارند.  افراد پلیس این موضوع را شنیدند و تصمیم گرفتند ماهانه عقب مانده خویش را از خیابانی بگیرند.  بین پاسبان ها و رئیس پلیس اختلاف پیدا شد.  «بیورلینگ» نمی خواست پاسبان ها پیرو خیابانی شوند.  از اینرو به افسران دستور داد که از رفتن افراد به عمارت تجدد جلوگیری کنند.  آنان که دل خوشی از بیورلینگ نداشتند پنهانی پاسبان ها را به رفتن تشویق می کردند.  در نتیجه آنان نیز ماهانه عقب مانده خود را از دست عوامل خیابانی گرفتند.

پاسبانان بعد از آن از رئیس شهربانی اطاعت نمی کردند.  بهمین جهت روز بعد «خیابانی» دستور داد مردم به شهربانی و کلانتری ها بروند و ضمن آزاد کردن زندانیان «بیورلینگ»و   همراهانش را تنها گذارند.  امین الملک نایب الایاله که چند روز پیش به شهر وارد شده بود و از سردار انتصار و خیابانی اطاعت می کرد دستور داد بیورلینک و همراهانش شهربانی را ترک گویند.  وی کاندیدای »خیابانی»، سردار مکرم را به ریاست شهربانی گماشت و شهر بدست شورشیان «خیابانی» افتاد.
خیابانی به محض تسلط بر کار، هر کس را که موافق روش خود نمی دید یا در گذشته از کارهایش انتقاد کرده بود از اداره ها اخراج می نمود.  حتی با بعضی از قاضیان دادگستری با خشونت رفتار می کرد و اجازه نمی داد به کارشان ادامه دهند.  برای مردم اهمیتی قائل نبود و بجای تکیه بر آنان به گروهی از اوباش و شورشگران میدان می داد که به طرفداری او غوغا راه اندازند.  آنچه قدرتمندان ایران در این روزها انجام می دهند یاد آور راه و روش خیابانی است.  تنها یک تفاوت با زمان ما وجود داشت.  امروز نیروهای مسلح در کشتن و زندانی کردن زن و مرد و نوجوان حد و حصری نمی شناسد.  ولی خیابانی دست به خون کسی آلوده نمی ساخت.  ایرانی انتظار دارد به سبب تغییر اوضاع و کشور و پیشرفت تکنولوژی و تشکیل سازمان های حفظ حقوق مردم و طرفداری از دمکراسی پیشرفتی نسبت به سد سال به وجود آمده باشد.  بر عکس توحش دیکتاتورها در زمان ما به مراتب بیشتر شده است و شگفتی در این است که در ایران رهبری که سالها روضه خوان بوده به هر فرد مسلحی که آدم کشته پاداش مالی و گاه ارتقاء موقعیت می دهد.

خیابانی به عادت دیکتاتورها، گاه طرفداران خود را در عمارت تجدد گرد می آورد و برایشان سخنرانی می کرد و حاضران کف می زدند.  روزنامه تجدد هم از راه چاپلوسی می  نوشت  «مردم برای خیابانی به کف زدن های برق آسا» پرداختند.  گاهی نیز فریاد می کشیدند «آمریکا، اگر  ویلسون دارد ایران خیابانی دارد!» در ایران هم می گویند و می نویستند که رهبر نماینده خدا در روی زمین است.

بیشتر اطرافیان خیابانی بی سواد بودند میرزا تقی خان رفعت که روزنامه تجدد را می نوشت از روزنامه ها و مجله های اروپائی اقتباس های ناقص می نمود. شاهد ما عبارت های زیر است: «دیگر وقت آن رسیده است که اصلاحات از نظریات قصد ننموده عملیات را هم به طور استوار و محکم به روی یک زمینه صحیح تکیه و استناد بدهد.  چنانکه معلوم است رادیکالیسم یعنی جذریت در مسالک مستلزم عملیات عمیقه و اقدامات سریعه و قاطعه است.»  اینگونه مقاله نویسی ها باعث می شد خیابانی و سازمانش وسیله آگاهان مورد تمسخر قرار گیرند.

عین الدوله که در دوران صدر اعظمی در ستمکاری شهرت داشت و برای پر کردن جیب  خود مردم را با چوب زدن و زندانی کردن غارت می کرد تا توانست با مشروطه مخالفت ورزید.  پزشکان مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را به امضاء او رسانیدند.  در زمان سلطنت محمد علی شاه در ایران تنها تبریز زیر بار استبداد نرفت.  عین الدوله فرماندهی نیروهایی را بر عهده داشت که مسئول تصرف تبریز بود.  ستارخان و باقرخان دو سردار ورزیده و دست از جان شسته با یاری جوانان تلاش های دولتیان را نقش بر آب می کردند و در هر حمله عده زیادی از دولتیان کشته می شدند.  دولتیان از سوی کنسولگری روس هم حمایت می شدند.  عین الدوله راه تبریز با قفقاز را قطع کرده بود تا کسی مواد غذایی وارد شهر نکند.  گرسنگی نه تنها مبارزان، بلکه خانواده ها را نیز به تنگ آورده بود.  زنان تبریز به صحرا می رفتند و یونجه می چیدند و به مصرف خوراک گرسنگان می رساندند.  اگر یک مرد برای یونجه چینی می رفت هدف گلوله قرار می گرفت ولی سربازان، قزاق ها عشایر مسلح متعدد که زیر فرمان عین الدوله بی رحم بودند یک بی احترامی به زنان نمی کردند.  آنان می دانستند که رساندن یونجه به جنگجویان آزادیخواه به زیان آنان است ولی بطور لفظی هم زنان را تهدید نمی کردند.  ایی کاش کسی به رهبر جمهوری اسلامی می گفت که سد سال پیش در جنگ کسی به زنی گلوله شلیک نکرد، بلکه تهدید لفظی هم نکرد.  اکنون نسل چهارم آن زنان هم گلوله قلب دختران شان را می شکافد و هم در زندان مورد تعرض جنسی قرار می گیرند.

هنگامی که آزادیخواهان، تهران را اشغال کردند و محمد علی میرزا به سفارت روس پناهنده شد تبریزیان پنداشتند که دوران راحتی فرا رسیده است اما سربازان روسی سرود خوانان کوچه های تبریز را زیر چکمه های خود می آوردند.  مردم را به بهانه اینکه اسلحه حمل می کنند بازرسی می کردند.  پول های آنان، ساعت ها و هر چیز دیگر را غارت می کردند.  و اگر اعتراضی می شد دست به اسلحه می بردند و می کشتند یا کتک می زدند.  عین الدوله وسیله نخست وزیر وقت وثوق الدوله به حکومت منصوب شد ولی چون خجالت می کشید وارد تبریز شود در زنجان توقف نمود و از آنجا با معاونش در تبریز در تماس بود.  اما از مرکز تحت فشار قرار گرفت که باید برای حکومت به تبریز برود.  وی به ناچار در تبریز در آلاقاپو اقامت گرفت.

محمد خیابانی کارکنان خود را به اطراف ساختمان آلاقاپو فرستاد تا کسی برای ملاقات با او اقدام نکند.  عین الدوله تلگراف به تهران فرستاد که دویست هزار تومان برایش بفرستد تا شهر را آرام کند.

درباره تغییر نام آذربایجان به «آزادستان» وسیله محمد خیابانی، در هر گوشه ای این را مورد حمله های سخت قرار می دهند.  داستان اینست که با تغییر رژیم روسیه، لنین، استالین را مأمور تنظیم متصرفات آن کشور نمود.  استالین ایالتی را «اران» نامیده می شد آذربایجان نامید.  غرض او این بود که هر گاه فرصتی بدست آید آذربایجان ایران را به آن ملحق سازند.  پس از جنگ جهانی دوم این نقشه عملی شد.  بر اثر جنگ روسیه هم ویران و هم فقیر بود و مردم دچار گرسنگی بودند.  پس از یک سال که آذربایجان را در تصرف داشت ایران موقع را مغتنم شمرد و ارتشی برای باز گردانندن آذربایجان تدارک دید.  آمریکا به روسیه اخطار کرد که اگر دولت پوشالی خود را حمایت کند آن کشور به شوروی حمله خواهد کرد.  گروه کوچکی از افراد پیشه وری در قافلانکو چند ساعت ارتش ایران را از سرعت بازداشت تا رهبران حزب دمکرات که همان رهبران آذربایجان بودند بتوانند فرار کنند.

بهر حال چون نام «اران» به آذربایجان تغییر یافت یکی از آزادیخواهان آذربایجان بنام اسماعیل امیر خیزی که برای دفاع از مشروطه فداکاری کرده بود به خیابانی گفت روس ها بخشی از متصرفات خود را برای این آذربایجان نامیده اند که ایالت ما را به آذربایجان شمال متصل سازند.  بهتر است برای جلوگیری از این توطئه نام آذربایجان را به «آزادستان» تبدیل کنیم.  این تغییر نام بر اثر بد نیتی صورت نگرفت و معلوم بود که حکومت خیابانی دوامی نخواهد داشت و دولت مرکزی نام «آذربایجان» را بر خواهد گردانید.  فرض اینست که تغییر نام انگیزه وطن پرستی داشت به ویژه در زمانی که انگلیس از روس شکست خورد و عقب نشینی کرد و دولت وثوق الدوله تنها به پشتیبانی دولت انگلیس بر پا بود.  احتمال آن می رفت که روس ها آذربایجان را تصرف کنند.  خاصه آنکه گیلان را گرفتند و مدت ها بر آذربایجان با شقاوت تسلط یافته بودند.  درست است که هر ایرانی به نام آذربایجان انس گرفته و از تغییر نام آن آزرده خاطر می شد.  ولی سخن اینست که هر کس مقاله ای می  نویسد خیابانی را مسخره می کند که نام آذربایجان را به آزادستان تغییر داد.
 
خیابانی و همراهانش در سیاست افراد آگاهی نبودند.  عمل آنان بر اثر عشق به میهن بود.  بر اثر این افراط در وطن پرستی نتوانستند این حقیقت را دریابند که اگر به همراهی شوروی تصرف آذربایجان امکان پذیر گردد تغییر نام آنان را که همیشه دیده به این ایالت دوخته بودند منصرف نخواهد کرد زیرا تغییر نام باعث ترسیدن دولت مهاجم نخواهد بود.  خیابانی با مسلک کمونیستی موافق نبود، ولی برای ترسانیدن حکومت تهران و انگلیس ها ارتباط خود را با کنسول آلمان استوار نشان می داد.  این رفتار خیابانی به زیانش منتهی شد زیرا انگلیس ها میچر ادموند رئیس اداره سیاسی خود را به تبریز فرستادند تا مطالعه کند چگونه می توان محمد خیابانی را بر کنار کند.  در تهران نیز وثوق الدوله فکری کرد بهر ترتیبی هست خیابانی را بر کنار کند.  برای اجرای این هدف بهر دری می زد و به کسانی که در تبریز دار و دسته هایی داشتند وعده می داد که برای بر کناری خیابانی هر مقدار پول بخواهند دریافت خواهند داشت. 
     ادامه دارد
بتاریخ 27 ژانویه سال 2010 میلادی - سان دیه گو - کالیفرنیا  



Latest Farsi Articles On Payam e Ashena        
Submit a Comment
Your name:
Your email:
Subject:
Comment Text:


Breastfeeding Tips for a Baby with Colic
By : Dr. Nona Djavid Dr@wellnesschoicecenter.com
July 20th, 2010: The medical definition of Colic is persistent, unexplained crying in an otherwise healthy baby. The crying periods in a baby with ...
Austin, Texas, The Second Home of Khayyam
By : Ferial Mosharaf
May 5th, 2009: Austin, Texas,    The Second Home of  KhayyamHere with a Loaf of Bread beneath the Bough,A Flask of Wine, a ...
The Wandering Dervish from Tehran, New York
By : Afarin aka Ajaya - Ajaya.yoga@yahoo.com
May 5th, 2009: The Wandering Dervish from Tehran, New YorkDearest Readers, These are some unedited poems and some unfinished verses from the ...
  Posted Comment On Article     Home > فارسی > تاریخ، فرهنگ و هنر 
     «اَلن دلون» و «کنفرانس تهران»
از : سعید شفا : July 20th, 2010 از گوشه و کنار تاریخ
از : دکتر رحمت مهراز : July 20th, 2010 شاهزاده ایرانی، آمریکایی یا انگلیسی؟
از : سعید شفا : June 21st, 2010 از گوشه و کنار تاریخ
از : دکتر رحمت مهراز : June 21st, 2010 «زنان بدون مردان» و سینمای سیاسی «شیرین نشاط»
از : سعید شفا : May 25th, 2010 از گوشه و کنارتاریخ
از : دکتر رحمت مهراز : May 25th, 2010 از حال خوب به حال بد!
از : پرنسس در غربت : April 14th, 2010 قتل خیابانی به دستور عامل حمله نظامی به ستارخان و
از : دکتر رحمت مهراز : April 14th, 2010 فیلم های ایرانی در جشنواره سینمایی «تیبران»
از : سعید شفا : March 17th, 2010 بیرون کردن خانواده ولیعهد از تبریز و اقامت
از : دکتر رحمت مهراز : March 17th, 2010       




'3') {data = data + '&sd=' + screen.colorDepth + '&sw=' + escape(screen.width+ 'x'+screen.height)}; document.write(''); document.write('');
First Time Visitor Since Feb 2005
CLICK  HERE TO SEE OUR VISITOR LOG

Copyright ©2000 - 2010 Payam e Ashena. All rights reserved. Reproduction in whole or in part without permission is prohibited
Designed    & Hosted By Scorpio Informatics
Preview Chanel
Powered by: PHPCow.com