Payam e Ashena Polls
|
|
|
|
Most Popular News
|
|
|
|
Photo Gallery
|
|
|
|
|
Advertisements
|

|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
توطئه برای برکناری محبوب ترین نخست وزیر |
|
{article.de scri ption} |
|
|
|
|
|
|
|
توطئه برای برکناری محبوب ترین نخست وزیر دکتر رحمت مهراز
آنچه در شمال ایران می گذشت وثوق الدوله انگلیس پرست را دچار وحشت می کرد. دولت بلشویک، کلچاک، سردار زمان تزار را که برای تصرف مسکو پیش می آمد مغلوب کرد. هنوز امیدی برای انگلیس باقی بود زیرا دو ژنرال دیگر تزار بنام های «دنیکن» و «ورانگل» از کمک های مالی و تسلیحاتی انگلیس بهره مند بودند تا بلشویک ها را از بین ببرند. اما طولی نکشید که این دو ژنرال نیز شکست خوردند. آنان به سوی ایران فرار کردند، بلشویک ها هم تا آبهای مرز ایران دنبال شان کردند. به باور انگلیس «وثوق الدوله دو سردار فراری را به ایران راه دادند و همین عمل به ظاهر بی اهمیت، تغییری در جامعه ایرانی به بار آورد. جمعیت زیادی از مردم تظاهرات ضد انگلیس را آغاز کردند. گسترش احساسات ضد انگلیسی باعث شد که شاه برای آرام کردن مردم وثوق الدوله را برکنار کرد و او که میزان ملت را از خوداو می دانست راه فرار به اروپا را از مسیر همدان و کرمانشاه و بغداد در پیش گرفت. وثوق الدوله طی دو سال نخست وزیری حتی وزرای ارتش و دارائی ایران را از مأموران انگلیسی انتخاب کرد. مردم می خواستند شخصیت میهن پرستی مانند مشیرالدوله پیرنیا که محبوب عموم بود برای نجات کشور به نخست وزیری بر گزیده شود. این آرزوی مردم برآورده شد، در هفتم تیر ماه 1299 خورشیدی پیرنیا کار خود را آغاز کرد. خوشنام ترین شخصیت ها را به کابینه خویش آورد. مستوفی الممالک، مؤتمن الملک، مخبر السلطنه و مشیرالممالک نمونه هایی از وزیران کابینه بودند. در ابتدای مشروطه مشیرالدوله با همیاری برادر دانش پژوهش مؤتمن الملک قانون اساسی را نوشت. سیاستمداران میهن پرست می گفتند وزیران کشور بحدی کاردان و درستکارند که می توانند هدف های مشیرالدوله را که حل مشکلات کشور است اجرا نمایند. دولت جدید با مشکلات مهمی روبرو بود. از جمله بلشویک ها مزاحمت های بزرگی برای کشور به بار آورده بودند. انگلیس قشونی به بادکوبه برده بودند و مردم آن جا را تشویق به تشکیل حکومت دمکرات کردند. بلشویک ها به بادکوبه حمله کردند و قشون انگلیس در برابر آنان تاب مقاومت نیاوردند و بناچار بر یک کشتی نشستند و به سوی ایران فرار کردند. بلشویکها هم با یک کشتی به تعقیب آنان پرداختند. انگلیس ها را وثوق الدوله که در آن وقت نخست وزیر بود پناه داد. ولی بلشویک ها در کشتی خود در ساحل ایران لنگر انداختند. کارشان تبلیغ مردم به کمونیسم بود. دولت ایران را ناآگاه مرتجع (کهنه پرست)، دشمن آزادی می شمردند و مردم را به شورش تشویق می کردند. بعد از وثوق الدوله مشیرالدوله در مقام نخست وزیری به اصلاح خرابی ها کوشید. بر اثر تبلیغات بلشویک ها مردم همان راه پیشین را می پیمودند. مورد دیگر مسئله میزرا کوچک خان بود. وی با پیروان خود در جنگل برای ترویج آزادی و مبارزه با حضور خارجیان فعالیت داشت. از روی سادگی پنداشت روس ها ترویج آزادی را هدف خود قرار داده اند. باوجودی که فعالیت او برای تشکیل جامعه ای آزاد، مستقل و با سواد بود بر سر دو راهی قرار داشتند. از یک سو علاقمند بود با آزادیخواهان بلشویک همکاری کند و لی از سوی دیگر ایمان دینی به او اجازه نمی داد با خارجیان غیر مسلمان همکاری نماید. در ضمن میرزا می ترسید اگر با کمونیست ها تماس بگیرد اطرافیانش او را رها کرده به بلشویک ها به پیوندند. در آذربایجان نیز قیامی وسیله «خیابانی» صورت گرفت که در مقاله بعدی درباره ی آن که مفصل است سخن خواهیم گفت. قوای انگلیس پس از شکست خوردن از بلشویکها وارد ایران شد. از منجیل تا قزوین و همدان و کرمانشاه تا سرحد ایران و عراق رفت و آمد می کرد. چنین وانمود می کرد که برای دفاع از ایران در برابر بلشویک ها مراقبت های نظامی دارد. وزیر مختار انگلیس در تهران بیانیه ای صادر کرد مبنی بر اینکه مردم تهران اطمینان داشته باشند که قوای انگلیس از آنان در برابر بلشویکها حمایت می کند. دولت انگلیس سه هزار نفر در حیدریه خراسان اسکان داده بود تا از حمله احتمالی دشمن کمونیست به هندوستان جلوگیری کند. گذشته از اینها قوه ای بنام پلیس جنوب (SPR) در فارس تشکیل داده بود تا منابع نفتی خوزستان را نگه داری کند. عده ای از اهالی پر شور ایران به قوای پلیس جنوب حمله می آوردند و لطمه ها و خسارت هایی بر آنان وارد می آوردند. مشیرالدوله به انگلیس ها اعلام کرد که «پلیس جنوب» و حضور قوای انگلیس در خاک ایران، موادی از قرارداد وثوق الدوله است که چون مجلس آنرا تأیید نکرده است، اعمال انگلیس در ایران بر خلاف قانون است. مشیرالدوله در آغاز کار خود بیانیه ای درباره توقیف اجرایی قرارداد تا تعیین تکلیف قطعی از طرف مجلس صادر کرد. ارمیتاژ اسمیت و مستر هارت را که وثوق الدوله برای سپردن ارتش و وزارت دارائی به آنان به دستور انگلیس دعوت کرده بود به بهانه مرخصی از ایران خارج کرد. نفوذ معنوی کابینه نزد عامه زیاد شد و مردم اطاعت احکام دولت را وظیفه خود می شمردند. دولت جاسوسی کردن بین مردم را ممنوع ساخت و آزادی مطبوعات را اعلام داشت. وثوق الدوله عده زیادی از روشنفکران را که با او مخالف بودند تبعید کرده بود. مشیرالدوله چند اتومبیل به کاشان فرستاد تا تبعیدیان را پس از ده ماه دوری از خانه و خانواده با احترام به تهران باز گردانند. تبلیغات بلشویک ها در گیلان و مازندران بین گروه عوام اثر بخشید و زمینه آشوبی گسترده آغاز گردید. آنان فریب خورده بودند که اگر حکومت کمونیستی تشکیل دهند بین آنان و رئیس دولت تفاوتی نخواهد بود. نان و گوشت و میوه را به خانه شان تحویل خواهند داد و تر هات دیگر که حزب توده تبلیغ می کرد. بهمین جهت به گروه تلقین شده بود یگانه راه خوشبختی آنان انقلاب و تغییر رژیم است. پس از بهم خوردن رژیم تزار علاوه بر قزاق های ایرانی عده ای هم از قزاق های روسی تابع ایران شد. مشیرالدوله گروهی از آنان را برای سرکوبی شورشیان مأمور کرد. دولت آنان را «متجاسرین» می خواند. در همین نامگذاری دقت کنید. متجاسر در لغت یعنی کسی بر اثر دلیری جسارت کند. به آنان نسبت «خائن»،«بیگانه پرست» یا «خلاف دین» و امثال آنها نداد. چرا؟ زیرا خود را خدمتگزار ملت می دانست. قزاقان متمردان مازندران را به اطاعت آوردند ولی در گیلان وضع دشوری پیش آمد. شورشیان آن ایالت تا منجیل هم پیش رفتند و با اسلحه های روسی با قشون انگلیس هم جنگیدند. نیروی قزاق قوای پراکنده را به رشت عقب نشانید و از آنجا نیز تا بندر انزلی دنبالشان کرد. در آنجا بلشویک ها بیاری پیروان خود برخاستند، بهمین سبب خلع سلاح آنان مقدور نگردید. قزاقان به رشت باز گشتند و در آنجا موضع گرفتند. اگر چه متجاسرین قلع و قمع نشدند ولی استقرار قزاق در رشت مانع انتشار بلشویک ها در گیلان گردید. و ا حتمال پیوستن جنگلی ها به آنان منتفی شد و انتظار می رفت که شورشیان را از انزلی بیرون کنند. انگلیس ها که از توقف اجرای قرار داد ناراحت بودند. از تضعیف بلشویک ها و شورشیان خشنود شدند. اقدام جدی مشیرالدوله در مازندران و گیلان موجب شد که آشوبگران سایر نقاط آرام شوند و این امینت موجب خوشحالی مردم گردید. پس از چهار سال پیچیدگی اوضاع و تقسیم کشور بین دولت های روس و انگلیس، مشرالدوله بخردانه سازمانی ترتیب داد که مردم روی آسایش دیدند و امید به آینده ای روشن بسته بودند. نخست وزیر تصمیم گرفت با دولت شوروی وارد مذاکرات مستقیم گردد. بهمین جهت مشاورالملک انصاری را برای این منظور به مسکو فرستاد. دولت انگلیس این بار درباره مذاکرات ایران با شوروی مخالفتی ننمود. زیرا لئون کراسین نماینده بازرگانی شوروی در لندن با مقامات انگلیس درباره اختلافات بین دو کشور در قفقاز و ترکستان ایران یک توافق کلی به عمل آورد. طبق این توافق شوروی متعهد شده بود از تبلیغات کمونیستی و ضد انگلیسی در ایران دست بردارد و تمامیت ارضی ایران را محترم بشمارد. در مقابل انگلیس ها هم از تقویت عناصر ضد انقلاب در قفقاز و ترکستان خودداری کنند و قوای خود را از آسیای مرکزی خارج سازند و هر دو کشور خاک ایران را در کوتاه ترین مدت تخلیه نمایند. تعهد حکومت شوروی مبنی بر اینکه در ایران تبلیغات کمونیستی نخواهد کرد بزرگترین امتیاز برای انگلیس بود. زیرا اگر ایران رژیم کمونیستی را می پذیرفت در همسایگی هند بریتانیا را به سیاه چال ضعف و منابع نفتی خوزستان هم از ید اختیار انگلیس خارج می شد. بر اثر تغییر حکومت روسیه، سفیر تزار ایران را ترک گفت ولی سفیر ایران در مسکو باقی ماند و بلشویک ها از ماندن او خوشحال بودند. زیرا تا مدتی هیچ کشوری دولت شوروی را به رسمیت نمی شناخت و بلشویک ها مامور بودند با ایران روابط دوستانه برقرار سازند. بهمین جهت با نابود کردن کردن امپراتور ستمگر تزار اعلام داشت کلیه قراردادهای ظالمانه با ایران باطل است. این قرارداد ها و تحمیلات ظالمانه تزار که ابطال آنها را دولت جدید اعلام داشت عبارتند از: 1- عهدنامه 1907 مبنی بر تقسیم ایران بین روسیه و انگلیس 2- پرداخت غرامت های سنگین جنگی طبق قراداد ترکمانچای 3- مقید ساختن ایران به اینکه تا حالراه آهن نداشت. تنها روسیه حق داشت به این کار دست بزند. 4- بدهی های ایران به بانک استقراضی روسیه با پرداخت سود هفت درسدو گرفتن حق گمرکی های شمال برای تضمین پرداخت وام. 5- قرارداد کاپیتولاسیون کنسول زمان تزار بنام «راوین» در اردبیل با روی کار آمدن بلشویک ها تلگرافی به مسکو فرستاد و اعلام کرد که از رژیم نو اطاعت کامل دارد. رژیم شوروی برای رام کردن روس هایی که در کشورهای دیگر از سوی تزار مأمویت داشتند کنسول اردبیل را وزیر مختار خود در ایران تعیین کرد و این ارتقاء وسیله مطبوعات روسیه اعلام شد. مقامات شوروی که بسیار درگیر کار بودند ارسال اعتبار نامه را لازم نشمردند. «براوین» به تهران آمد و چون ساختمان سفارت در دست وزیر مختار قدیم بود بناچار در هتلی اتاق گرفت و درفش داس و چکش را بر فراز آن برافراشت و در روزنامه ها وزیر مختاری خود را اعلام داشت و خود را برای بستن هر گونه قرار داد برای ابطال طلب ها و امتیازات روسیه و کاپیتولاسیون آماده انعقاد است. اما چون مقامات او را صاحب «اعتبارنامه» نمی دانستند به او اعتنایی نداشتند. مشیرالدوله از هنگام روی کار آمدن مدارک بلشویک ها را در وزارت خارجه تحت مطالعه قراداد و مشاور الممالک را به مسکو فرستاد. روش مشیرالدوله مانند نخست وزیران دیگر تکیه به انگلیس یا روسیه نمی کرد. دلسوز کشور بود، لذا در برابر انگلیس و شوروی سیاست یکسانی داشت. در همه امور منافع ایران را در نظر می گرفت. اما کسانی که بی اعتنایی او را به انتظارات انگلیس ملاحظه می کردند پیش بینی می کردند که گویا «سیاست نمی داند» او در سیاست پخته بود، او از انگلیس خواست تا حساب های معوقه شرکت نفت جنوب را رسیدگی نموده ،حق السهم ایران بابت عواید نفت را تا آن تاریخ دیناری پردخت نشده بود به پردازد. چون دولت در مضقه مالی قرارگرفت قوای قزاق که بدون حقوق مانده بود از جبهه گیلان عقب نشینی نمود. این واقعه باعث شد مشیرالدوله در روز 25 اکتبر 1920 استعفا کرد. او وقت انزوای خود را به نوشتن تاریخ سه جلدی بی مانند خود تاریخ ایران باستان در 2722 صفحه گذرانید. دنباله دارد.
بتاریخ 28 نوامبر 2009 - ساندیه گو - کالیفرنیا
|
|
|
|
|
|
Latest Farsi Articles On Payam e Ashena
|
Submit a Comment
|
|
|
|
|
|
Posted Comment On Article |
Home >
فارسی >
تاریخ، فرهنگ و هنر |
|
|
«اَلن دلون» و «کنفرانس تهران»
از : سعید شفا : July 20th, 2010
از گوشه و کنار تاریخ
از : دکتر رحمت مهراز : July 20th, 2010
شاهزاده ایرانی، آمریکایی یا انگلیسی؟
از : سعید شفا : June 21st, 2010
از گوشه و کنار تاریخ
از : دکتر رحمت مهراز : June 21st, 2010
«زنان بدون مردان» و سینمای سیاسی «شیرین نشاط»
از : سعید شفا : May 25th, 2010
از گوشه و کنارتاریخ
از : دکتر رحمت مهراز : May 25th, 2010
از حال خوب به حال بد!
از : پرنسس در غربت : April 14th, 2010
قتل خیابانی به دستور عامل حمله نظامی به ستارخان و
از : دکتر رحمت مهراز : April 14th, 2010
فیلم های ایرانی در جشنواره سینمایی «تیبران»
از : سعید شفا : March 17th, 2010
بیرون کردن خانواده ولیعهد از تبریز و اقامت
از : دکتر رحمت مهراز : March 17th, 2010
|
|
|
|
|
|
|
|