|
|
|
آیا بدون داشتن گفتار و رفتار دموکراتیک ما می توانیم دموکراسی به وجود آوریم؟ |
|
{article.de scri ption} |
|
|
|
|
|
|
|
آیا بدون داشتن گفتار و رفتار دموکراتیک ما می توانیم دموکراسی به وجود آوریم؟ غفور میرزایی
گاهی فکر می کنم که نوشتن درباره جمهوری اسلامی و فجایع آن دیگر تکراری و ذکر مصیبت شده است. بیش از سی سال از انحراف انقلاب سال 1357 می گذرد. انقلابی که به اسم حاکمیت قانون و آزادی و مردم سالاری، می خواست تکمیل کننده انقلاب مشروطه باشد، با گرفتن پسوند اسلامی و اختراع ولایت فقیه در آن به بدترین استبداد بی هنگام تاریخ درآمد و با نگرش ارتجاعی، حکومتی استبدادی، خشن و ویرانگر شد. با نام مذهبی فاسدترین و دروغگوترین حکومت تاریخ، آنهم در عصر جهان پیشرفته که حقوق بشر و تساوی افراد در برابر قانون و حق جامعه ها در انتخاب دولت و مشارکت آنها در سرنوشت ملی، روال پذیرفته شده ی جهانی است. دیگر چه مطلب تازه ای در این مورد می توان نوشت؟ درست است که جنایات رژیم هر روز بیشتر و وحشیانه تر شده است، ولی باز هم از جنایت و فساد حکومت و مبارزات محدود مردم است که مقاله ها تکرار می گردد. آنچه ثابت است حکومتی است که به فکر رفع کمبودها و حل مسائل و مشکلات اقتصادی و مالی کشور نیست. پس از بیش از سی سال، بازهم نظام پیشین را مسئول کمبودها می داند و خیلی ساده، مخالفان و معترضان را نیز از عوامل امپریالیسم آمریکا و صیهونیسم اعلام می کند. در امریکا از ریاست جمهوری« اوباما »هنوز یکسال هم نمی گذرد، ولی مردم اوضاع خراب اقتصادی و گرفتاری های جنگ عراق و افغانستان و تنش های سیاسی خاور میانه و پاکستان را به پای دولت «بوش» نمی گذارند و دولت «اوباما »هم گر چه بحران اقتصادی و جنگ در عراق و افغانستان و تنش در خاور میانه و پاکستان را از دولت «بوش» به ارث برده است، ولی ادامه آن را نه تقصیر «بوش»، بلکه مربوط به سرشت پیچیده این رکود اقتصادی و بحران سیاسی و نیاز به زمان بیشتر برای تأثیر قطعی برنامه های در حال اجرا می داند. فرهنگ جامعه هم چنین است که نه این دولت ادعا می کند که اوضاع فعلی نتیجه کار دولت سابق است و نه اگر دولت چنین فرافکنی را بکند، مردم آن را می پذیرند. ممکن است عده ای از مردم باور نکنند که اوضاع اقتصادی روبه بهبود است و دلیل آن را نمی گویند که دولت خائن است، بلکه می گویند برنامه هایش ناکار آمد و نارساست و دولت هم این گروه مخالف را خرابکار و جاسوس بیگانه نمی داند. این تنها در کشورهای استبدادی و غیر مشروع است که از نظر مردم، دولت نوکر قدرت های خارجی و از نظر دولت، مردم عامل سیاست های خارجی هستند! شاید همین تفاوت کوچک فرهنگی یکی از عواملی است که ملت و دولت تازه بنیاد امریکا را بزرگترین کشور دموکراسی و پیشرفته ترین کشور صنعتی جهان کرده است. ما ایرانی ها هر اشکالی که داریم حتی گروه روشنفکر و تحلیلگرمان-ابتدا به تاریخ مان و ریشه های تاریخی آن اشکال می پردازیم. البته بررسی چند هزار سال تاریخ کار یک سال و صد سال نیست و در نتیجه در هر حادثه ای «منِ» ایرانی در وقوع حادثه زمان خودم اصلاً نمی خواهم تقصیر بپذیرم. زیرا استدلالم این است که آن حادثه ریشه تاریخی دارد! تعداد این «من» ها زیاد است و برابر با کل جمعیت ایران در هر لحظه زمانی است. خوشبختانه یا متأسفانه زمامداران هم ایرانی هستند و در هر زمانی تقصیر به گردن زمامداران گذشته است. در واقع ما برای حل مشکل امروز، نگاهمان به گذشته می رود. کورش کبیر چه کرد و اسکندر گُجسته با داریوش سوم چها کرد و اعراب گرسنه که بکلی شیرازه ملیت ما را بهم ریخت! بنابراین شگفت انگیز نیست که حاکمان دینی هم الگوی ایده آل شان حکومت چهارده قرن پیش علی باشد. رئیس جمهور امروزی اش هم درست مانند رمال ها و دعانویس های قدیمی، هاله نور می بیند و منتظر ظهور امام زمان است و حرف و عقیده هیچ کس دیگر را هم که با او مخالف است نه تنها قبول ندارد، بلکه چون قدرت دارد مخالف را می کشد. آنهم به هر شکلی که دلش بخواهد-متأسفانه این شیوه برخورد با مخالف نیز ویژه یک نفر نیست. به قول یک روزنامه نگار افغانی، همه ما بخشی از ویژگی های احمدی نژاد را در خود داریم. در کشورهای مردم سالار، نگاهشان به آینده است و در هر کاری که می کنند مسئولیت می پذیرند و آن را جدی می گیرند و نمی خواهند عقیده خود را تحمیل کنند و به تصمیم جمعی گردن می نهند. پذیرفتن اشتباه، شجاعت اخلاقی می خواهد، ولی فایده عملی دارد که با تجزیه و تحلیل آن اشتباه، به آگاهی های بیشتر و راه حل های منطقی تر و کم اشتباه تر می رسیم. اما در ایران سیاست شده لجبازی و لجبازی یک فرهنگ عمومی است، لذا لجبازی دولت احمدی نژاد با جهان و شورای امنیت، ایران را در مورد پشت کردن به توافقش در مورد تحویل اورانیوم 3 درصد غلیظ شده به کشورهای روسیه و فرانسه برای تغلیظ بیشتر تا بیست درصد برای مصارف علمی در دانشگاه ها محکوم کرده است احمدی نژاد می گوید ما اورانیوم خود را برای غنی سازی به دیگران نمی دهیم و از لج شورای امنیت، سه طرح غنی سازی نیز شروع خواهیم کرد! البته این گونه لجبازی ها دل آقای احمدی نژاد و بسیاری از مردم نا آگاه ایران را خنک می کند، اما خطر حمله به ایران و یا تحمیل تحریم اقتصادی و سیاسی بیشتر به فقر و مشکلات مردم خواهد افزود. خلاصه آنکه به قول همان روزنامه نویس افغانی: احمدی نژاد مظهر جهل ملتی از مدرنیته است که از لا به لای تاریخ گذشته ما با درجه کترا و مهندسی به سرنوشت ایران امروز ما پرتاب شده است. و گروهی از مردم به دلیل بی خبری از دنیای امروز و عقاید خرافی و موهوم ، با او احساس آشنایی و ارادت می کنند و به دنبال ماشینش می دوند و کف میزنند. او هم به دلیل حقارت شخصی و تاریخی از اینکه این مردم به دنبال او می دوند، احساس غرور و ابر قدرتی می کند و کار سیاسی اش همراه با شرکای هم مشربش همان لجبازی ها است که از عواقب زیان بار و خانه براندازش برای همین مردم مفلوکی که برای گرفتن چند هزار تومان یارانه، گدائی دولت را از جان و دل پذیرفته اند، فراهم می آورد. این فرهنگ سنتی که سراپای ما را فراگرفته و به قول «مائو» رهبر اولیه چین کمونیست، عده ای تا گلو در منجلاب هستند و آنوقت پَر دامن بالا می زنند و پاورچین راه می روند که مبادا دامنشان آلوده شود! این روشنفکر نمایان برای اینکه دامنشان آلوده نشود هر کس کلمه ای بنویسد و یا بگوید که با عقاید منجمد شده آنها ناجور باشد، به عنوان ابن که او همراه جمهوری اسلامی است ، آن نوشته را می سوزانند و آن گوینده را می کوبند و جلسه اش را به هم می زنند! یعنی برای دفاع از آزادی، آزادی را از دیگری می گیریم. اتفاقاً کسی نوشته بود که با آقای خامنه ای در زندان شاه بودند. در زندان، خامنه ای همیشه از آزادی کلام و نقد از قدرت، حرف می زد. دیدیم که در قدرت خودش، چگونه قلم شکست و زبان برید و احترام به عقاید را محترم داشت! با کمال تأسف این فرهنگی است که در ما با خون اندرون شده و با جان به در رود! چند روز پیش برای من ایمیلی آمده بود که عکس های متعددی را نشان می داد که نیروهای امنیتی این نظام لعنتی، از یونیفرم و یا لباس شخصی، با مردمی که به تقلب در انتخابات اعتراض کرده بودند، چه ها که نمی کردند؟ اشک از چشمان من جاری شد. نویسنده با چه زحمتی این عکس ها را جمع کرده بود و درخواست داشت که این عکس ها را به رئیس سازمان ملل و مردم جهان نشان دهید تا ببینند آنها با مردم چه می کنند و این دولت جمهوری جنایت کار اسلامی را محکوم کنند و از میان بردارند. تا اینجای قضیه خوب بود اما یک دفعه نام یک عده از فعالان سیاسی را آورده بود که در رادیو تلویزیونهای خارج از کشور علیه کارهای جمهوری اسلامی سخن می گویند و ایشان به این افراد، تهمت زنان، نوشته بود: شما اگر راست می گویید و شهامت دارید این عکس ها را به عنوان جنایات حکومت اسلامی به سازمان ملل ببرید و حکم سقوط دولت اسلامی را بگیرید! جالب تر از این دستور، خطاب او به اعضای جبهه ملی بود که: شما که اگر کسی کوچکترین حرفی علیه مصدق بزند چنان برآشفته می شوید که می خواهید در و دیوار را به هم بکوبید، چرا در مورد این عکس ها سکوت اختیار کرده اید! راستی همه مخالفان فقط باید عکس های ایشان را به سازمان ملل ببرند؟ دفاع از مصدق چه ارتباطی به این عکس ها دارد؟ من نمی دانم. آیا روزنامه نگار افغانی درست نمی گوید که در همه ما مقداری احمدی نژاد وجود دارد؟ یعنی همه ما تا زمانی طالب آزادی هستیم که قدرت نداریم و به ما زور می گویند. وقتی قدرت پیدا می کنیم خیال می کنیم آنچه ما می گوئیم درست است و عین مصالح ملی است و بنا براین تفکر، هر کس با عقیده یا حرف و یا عمل ما مخالف است، ضد ملی، ضد دین، ضد مصالح ملی و نوکر و جاسوس اجنبی است و دستگیری و محاکمه اش واجب است و برای وادار کردن او به راستگویی، یعنی اقرار به جاسوسی اجانب، هر شکنجه و آزار و حتی کتک زدن ،بیدار نگاهداشتن، تحقیر کردن، حبس انفرادی و تجاوز جنسی نیز درست و جایز است زیرا پای اعتبار و اقتدار اسلام و منافع و عزت وطن در میان است! این چه اسلامی است و این چه وطنی است! همه در شرایطی که قدرت نداریم و وابسته به قدرت نیستیم، می دانیم که این اعتبار و اقتدار و منافع و عزت، اسلام و وطن و مردم...دروغ است و بهانه ای برای حفظ قدرت غیر مشروع است. اگر قدرت مشروع باشد، یعنی در انتخابات آزاد و مردم آگاه و در شرایط سالم و رقابت سالم به کسی داده شده باشد، آن فرد و سازمان ،از انتقاد مردم نه تنها نمی ترسد و آن را محدود نمی کند، بلکه برای تصحیح تصمیم ها و برنامه ها از آن استفاده می کند و اتهام جاسوسی و خیانت به مردم نمی زند و کارهای نادرست افراد معدود را هم به دست قانون می سپارد. اگر می خواهید بدانید که فرهنگ ما واقعاً تا چه اندازه آماده برای برقراری دموکراسی است به پرسش فرضی زیر پاسخ دهید: جمهوری اسلامی برای توضیح مشروعیت حکومت اسلامی، در امریکا، یک جلسه بزرگ سخنرانی تشکیل داده است و از همه ما ایرانیان خارج از کشور دعوت به شرکت کرده است. پاسخ و رفتار شما در برابراین عمل چیست؟
|
|
|
|
|
|
Latest Farsi Articles On Payam e Ashena
|
Submit a Comment
|
|
|
|
|
|
Posted Comment On Article |
Home >
فارسی >
سیاست |
|
|
به مناسبت 22 بهمن و سی و یکمین سالگرد انقلاب سال
از : غفور میرزایی : February 11th, 2010
نامه ای از تهران: کدام جمهوری ؛ کدام اسلام
از : محمد ح . ن. - فرزند ایران : February 11th, 2010
سال نو، فرهنگ نو ،نظام اداره امور جمعی نو
از : غفور میرزایی : January 11th, 2010
سرنگونی استبداد با جنون آن در آدمکشی همراه است
از : غفور میرزایی : November 13th, 2009
واکنش به بیانات غیر واقعی آقای خامنه ای (در جمع
از : دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی : November 13th, 2009
آیا مشکل امریکا و غرب با ایران بر سر غنی سازی
از : غفور میرزایی : October 13th, 2009
واکنش به بیانات غیر واقعی آقای خامنه ای (در جمع
از : دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی : October 13th, 2009
خامنه ای با کارهای سیاه و همکاران تبه کار خود،
از : غفور میرزایی : September 11th, 2009
یک بحران بزرگ
از : شهلا صمصامی : September 11th, 2009
نقض حقوق بشر در ایران
از : شهلا صمصامی : August 10th, 2009
|
|
|
|
|
|
|
|