Payam e Ashena Polls
|
|
|
|
Most Popular News
|
|
|
|
Photo Gallery
|
|
|
|
|
Advertisements
|

|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خامنه ای با کارهای سیاه و همکاران تبه کار خود، نابودی خویش و جمهوری اسلامی را رقم می زند |
|
{article.de scri ption} |
|
غفور میرزایی
|
|
|
|
|
|
تاریخ حکومت های دیکتاتوری نشان می دهد که دیکتاتورها از همان اوان پیروزی، به خیال تحکیم قدرت و ابدی سازی حکومت خود، بر عکس، سرگرم کندن گور خود و نظام حکومتی خود هستند. بدیهی است در این ماجرا مردم نیز متحمل زیان های جبران ناپذیری می شوند. دیکتاتور، مردم مطیع می خواهد و اطاعت بدون چون و چرا با پرورش فکر و اندیشه در تضاد است. مردم دیکتاتور زده بهمین سبب عقب مانده باقی می مانند. هر چه جهان پیشرفته جلوتر می رود، واپس ماندگی دیکتاتور زدگان بیشتر می شود. واپس ماندگی در همه جنبه های زندگی و از جمله اوضاع اقتصادی و چاره جوئی و چاره سازی نجات از درماندگی نیز دامنگیر تر می شود. دیکتاتور زدگی آفتی است که سبب فقر و فلاکت مادی و معنوی جامعه و از همه بدتر تفرقه مردم و بی خیالی از سرنوشت جمعی و چاره یابی های عمومی می گردد. آنچه من در ایران امروزی می بینم تکرار همین ماجرای دردناک تاریخی است. آقای خامنه ای و شرکای دستچین اش، به خیال ابدی سازی نظام «من در آوردی» اسلامی و ولائی، به شدت سرگرم «گور کندن» است. البته، پیش از آنکه خود و نظامش را در آن دفن کند، با دستپاچگی و سر درگمی بسیار، بی گناهان بیشماری را که به دروغ و دغل های او اعتراض دارند، به خاک و خون می کشاند. شگفتا که برای این نادیان جهل و تزویر، جوانان مبارز ایران، تا زنده اند، جاسوسان امریکا و انگلیس و دشمنان امام زمان معرفی می شوند و هنگامی که آنها را در شکنجه گاه های علنی و پنهان رژیم می کشند و برای جلوگیری از آگاهی عمومی، بی نام و نشان در گودال های دسته جمعی به خاک می سپرند، باز هم با دروغی دیگر، آنها را سربازهای گمنام امام زمان اعلام می کنند که وسیله مخالفان نظام ولائی به هلاکت رسیده اند! آیا به راستی آقای خامنه ای، چنان کر و کور قدرت شده است که نمی داند چه می کند؟ آیا او خیال می کند که مردم ایران اصلاً از این جنایت ها آگاه نمی شوند و دروغ های او و دستگاه های تبلیغاتی او را باور می کنند؟ آیا او نمی داند که اگر این شیوه ها کارساز بود همه نظام های دیکتاتوری باقی می ماندند و جهان آدمی در همان دوران جهل و استبداد دنیای گذشته بود؟ پول نفت، آقای خامنه ای را مست کرده و طرفداران و آدمکشان اطراف او را دیوانه وار به مال و مقام رسانده است. اما آقای خامنه ای بهتر از هر کس می داند که مردم ایران او و نظام اسلامی او را نمی خواهند. او بهتر از ما این حقیقت را می داند، زیرا به برکت دانش جدید و علم آمار و امکانات نظر سنجی، هر روز این آمار را می بیند و به همین سبب هر روز از مردم با عصبانیت بیشتر یاد می کند. در چهارشنبه 26 آگوست، در دانشگاه، باز هم مخالفان خود را تهدید کرد و آنها را گول خورده و دشمن «نظام مقدس اسلامی»، یعنی دشمن حکمرانی ولائی خود دانست. آری او می داند که هر روز بر تعداد مخالفان او و مخالفان حکومت دینی افزوده می گردد. آمار های روزانه به او این حقیقت را می گوید، اما، عروس قدرت برای این پیر مرد معلول فریبنده تر از حقیقت آماری و «اسلام عزیز» ی است که او خود را نگاهبان آن می داند. آقای خامنه ای لازم نیست تاریخ بخواند تا به فروریزی نظام دلبند و به مرگ قدرت دلربای خود آگاه شود. کافی است نگاهی به مخالفانش که در زندان هستند و یا به دلایلی در حصر خانگی، تحت نظر زندگی می کنند، بیاندازد. چه آنها که علناً نوشته اند و گفته اند که با او و نظام او مخالفند و چه آنها که مخالفت را با گوشه و کنایه و در پرده گفته اند و یا حتی سکوت اختیار کرده اند. اینها همگی سر سپردگان این نظام بودند که تجربه سی ساله این حکومت و به ویژه بی کفایتی و بد سیاستی خامنه ای آنها را به صف مخالفان میلیونی کشانده است. همین حقیقت است که آقای خامنه ای و نظام دینی را وادار به تقلب و دروغ گویی آشکار و آدمکشی و آزار و شکنجه شرم آور مردم کشانده اسا تا مردی منفورو نادان و دیوانه را به ملت ایران تحمیل کند. این زنان و مردان مخالف بیشتر شان کسانی هستند که در برقراری این نظام از جان و دل کوشیده اند. اینها مخالفان اصلی انقلاب نیستند. به عبارت دیگر، ریزش طرفداران انقلاب سبب شده است که فضاحت نظام اسلامی برای ایران و جهانیان آشکار تر گردد. این گروه سبب پیروزی انقلاب و حفظ آن بودند و کنار کشیدن و مخالفت این گروه بیانگر مرگ تدریجی این نظام در آینده ای نه چندان دور است. بی گمان در پیروزی موقت همین دولت فعلی نیز که عامل تقلب و دروغ و کشتار مخالفان است، در هنگام تقسیم غنایم، ریزش های تازه تری را شاهد خواهیم بود. چگونه نظامی می تواند با چنین ریزش دائمی نیروهای طرفدار خود، دوامی طولانی داشته باشد؟ نظام اسلامی تصور می کند که اگر زندانیان را زیر فشارهای روانی و جسمی وادار به اقرارهای خلاف واقع کند و این اقرارها را وسیله همان افراد در برنامه های تلویزیونی به خورد بینندگان بدهد، آن بینندگان به خیانت مخالفان و حقانیت نظام تغییر رای می دهند! آنها غافل از این حقیقت هستند که این شگردها در نظام هایی به مراتب قوی تر و آگاه تر از نظام خامنه ای شکست خورده است و در این شصت یا هفتاد سال اخیر هم کتاب ها درباره آنها نوشته شده است. کتاب «اورول» زیر عنوان «1984»، «آرتور کویسلر»زیر عنوان «ظلمت در نیمروز »و «اعتراف»، اثر« آرتور لاندن» از زمره آنهاست و کتاب های روانشناسی، بسیار صریح و روشن شیوه این گونه اعتراف گیری ها را برشمرده است و دولت دینی خامنه بقدر کافی به مردم ایران تا کنون دورغ گفته است که آنها هرگونه تلاش حکومت و برنامه های صدا و سیمای آن را شعبده بازی و تقلب و دروغ بدانند. حاصل خامنه ای و آرزوی او در به تخت سلطانی نشاندن پسرش نه تنها پوچ است، بلکه احتمال دیدن مکافات خود خامنه ای نیز در یک محاکمه ملی چندان بعید به نظر نمی رسد. از سوی دیگر این نمایش های تلویزیونی و انتشار اعتراف نامه ها و حتی اجازه کاربرد به اصطلاح آزادانه سایت های شخصی اینترنتی وسیله بعض از این زندانیان در زندان این فرصت را به کارشناسان و روانشناسان می دهد که از حال زندانیان که غالباً ماه ها کسی از آنها خبر نداشته، آگاه شوند. دوم آن که کارشناسان ادبی از لا به لای نوشته و خطوط آنها به میزان آزادی زندانی در بیان اعتقادات و یا انشای او از نظر مطلب ارائه شده پی ببرند. سوم آن که روانشناسان با بررسی جملات این سایت ها و وبلاگ ها و شیوه اندیشه پیشین این افراد به نوع شکنجه ها و شیوه اعتراف گیری ها آگاه شوند. در نتیجه بحث و گفتگو های بیشتری در مورد این افراد زندانی پیش می آید که از فراموش شدن آنها در ذهن مردم جلوگیری می کند. خلاصه آن که نظام زیانش در این ماجرا ها بیشتر و بیشتر می شود و با این هزینه های سرسام آور که در هر مرحله به حساب بهره وری می پردازد زیانمند تر می گردد و همین زیان های پی درپی سرانجام با افزایش نارضایی ها سبب ساز رهایی ملت و سرنگونی دیکتاتور می گردد. انتخابات این دوره رئیس جمهوری در ایران ثابت کرد که جایگاه ولی فقیه و نظام اسلامی، با تمام هزینه هایی که رژیم متحمل شد که تقلب کند و دروغ بگوید و آدم بکشد، با آن که شخص مورد نظر خود را به اصطلاح انتخاب کرد، ولی قوی تر نشد بلکه به مراتب ضعیف تر و منفور تر گردید. این ضعف حکومت و نفرتی که در جامعه ایران امروزی از حکومت است نمی تواند جز آن که به نفع جامعه تمام شود پایان پذیرد.
|
|
|
|
|
|
Latest Farsi Articles On Payam e Ashena
|
Submit a Comment
|
|
|
|
|
|
Posted Comment On Article |
Home >
فارسی >
سیاست |
|
|
راه و مدرسه بنيانگذار انقلاب؟!
از : عبدالعلی بازرگان : July 20th, 2010
کار ما از کجا خراب است؟
از : غفور میرزایی : June 21st, 2010
«من از بیگانگان هرگز ننالم»
از : غفور میرزایی : May 25th, 2010
«گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد ناپدید.»
از : غفور میرزایی : April 20th, 2010
منافع ملی
از : دکتر ناصر حقّی : April 20th, 2010
آینده ی نهضت سبز و مسائل مورد بررسی و توجه آن
از : غفور میرزایی : March 17th, 2010
تروریسم و سازمان های تروریستی
از : شهلا صمصامی : March 17th, 2010
به مناسبت 22 بهمن و سی و یکمین سالگرد انقلاب سال
از : غفور میرزایی : February 11th, 2010
نامه ای از تهران: کدام جمهوری ؛ کدام اسلام
از : محمد ح . ن. - فرزند ایران : February 11th, 2010
سال نو، فرهنگ نو ،نظام اداره امور جمعی نو
از : غفور میرزایی : January 11th, 2010
|
|
|
|
|
|
|
|