Payam e Ashena Polls
|
|
|
|
Most Popular News
|
|
|
|
Photo Gallery
|
|
|
|
|
Advertisements
|

|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آیاما حاضر به هزینه برای آنچه می خواهیم هستیم؟ |
|
{article.de scri ption} |
|
غفور میرزایی
|
|
|
|
|
|
آیاما حاضر به هزینه برای آنچه می خواهیم هستیم؟
در تاریخ عصر ما آزادی، قربانی فرهنگ کهنه و ساختار نامناسب است و استبداد، محصول سودجویی فردی و گروهکی از این فرهنگ و ساختار است بهاری نو از راه می رسد و نوروز ما نوید این تازگی و سرسبزی را بشارت گر است. شگفتا که ما تازگی و تغییر طبیعت را جشن می گیریم و به یکدیگر شادباش می گوئیم،خانه تکانی می کنیم و لباس نو پوشیدن را شکون می دانیم و از دارا و نادار، بهترین های یی که داریم بر تن می کنیم. پس چگونه است که در نوسازی افکار و باورهای سنتی و فرهنگ و نگاهمان به اداره امور جمعی، تا این اندازه بی توجه و بی اعتنا هستیم؟ همه، تک تک، ناراضی و گله مند از نظام حکومتی هستیم و ناکارآئی و کهنگی و زیان مندی آنرا می دانیم، اما هیچ دو نفرمان به یکدیگر نه اعتماد داریم و نه حاضریم برای تغییر وصع موجود با هم تعامل و همکاری کنیم. ما تعامل و همکاری را در حرف می گوئیم، ولی در عمل پذیرش تمامی افکار و ریاست مطلق خودمان را از سوی دیگران طلب می کنیم. همه می گوئیم دیگران بیایند و با من هم آواز شوند تا این نظام کهنه گرا را براندازیم و طرحی نو در اندازیم. اما غافل هستیم که خود این فکر و اندیشه و راه حلی که می گوئیم، طرحی و فکری و شیوه ای کهنه است و قادر نیستیم که نظامی نو و امروزی و مناسب با زمان با آن بر پا داریم و بسازیم. بهمین دلیل است که چندین بار سقف فلک را شکافته ایم که طرحی نو دراندازیم، اما به تجدید همان روال کهنه استبداد و خود محوری، دوباره برگشته ایم. استبداد را با انقلاب واژگون کرده ایم و دوباره استبداد آورده ایم. بعضی می گویند ما حاضر به هزینه دادن برای آنچه می خواهیم نیستیم. ما مانند مردم «اکراین» نیستیم که چون از برگزاری انتخاباتمان نا راضی باشیم، آن را نپذیریم. آنها در سرمای «کییف» بیش از سیصد هزار نفر، چند شبانه روز بر ضد تقلب های حکومت در انتخابات، بطور مسالمت آمیز، اعتراض کردند و حکومت را که نمی توانست دست به کشتن چنین جمعیتی بزند، وادار به تسلیم نمودند. پاسخ این است که مگر در انقلاب مشروطه در برابر سپاه محمدعلی شاه چنین نکردیم؟ مگر در جریان ملی شدن نفت در برابر انگلیس ها و در سی ام تیر ماه 1331 در برابر دولت قوام و در جریان انقلاب سال 1357 از 17 شهریور به بعد، نایستادیم؟ با این ایستادن ها آیا توانستیم با به دست آوردن پیروزی، شاه را از دخالت در امور اجرایی و قانونگذاری و قضایی، برابر با قانون اساسی باز داریم؟ آیا توانستیم اجرای قانون را در روابط مردم با یکدیگر و دولت، نهادینه کنیم؟ آیا توانستیم حاکمیت مردم را به کرسی بنشانیم؟ پاسخ منفی است. زیرا اگر مثبت بود دیگر نیازی به انقلاب سال 1357 نبود. بنا بر این مردم حاضر به پرداخت هزینه برای رسیدن به حقوق و روابط مترقی جهان امروزین بوده اند و این هزینه ها را پرداخته اند و این رهبران نهضت ها و پیروز شدگان در این جنبش ها هستند که خلاف شعار ها و وعده های خود رفتار کردند. حاصل این هزینه دادن ها و به نتیجه نرسیدن ها معلوم است که به یأس و بدگمانی و بی اعتمادی مردم می انجامد. وعده ها و مصاحبه های آقای خمینی را پیش از انقلاب و کارهای او را بعد از انقلاب مقایسه کنید. در چنین شرایطی همه کاره شدن آقای خامنه ای که با رأی مردم بر سر کار نیامده و تدارکاتچی شدن رئیس جمهور که با رأی مردم آمده و بی اعتنا شدن مردم و بی اعتبار شدن انتخابات، پی آمد منطقی این جریان شوم خانمان سوز است. آنها که در قدرت از یاد می برند که چه عواملی آنها را بر سرکار آورد و به تکرار گذشته، نظام استبدادی را با نام و رنگ دیگری بر پا می کنند، بایستی بدانند که پایه های انقلاب دیگری را علیه خود می گذارند. آتشی را روشن می کنند که ملتی از آن زیانمند می شود ولی خودشان و خانمانشان نیز در آن می سوزند. به یاد داشته باشیم که در این روال شوم حکومتی، هزاران تن از زبده ترین مردم این سرزمین و آمال و آرزوی ملتی تا کنون نابود شده است، اما ستمگران نیز پایان خوش و با احترامی نداشتند. شاید مرور این تاریخ اگر راه حلی برای این مشکل پیچیده پیش پای آزادیخواهان هنوز نگذاشته است، لااقل تنبّه و آگاهی به ستمگران موجود از سرنوشت موعود شان باشد. آیا انتخابات خرداد ماه ریاست جمهوری تکرار نُه انتخابات پیشین است و یا شروع تازه ای؟ اگر این انتخابات نخواهد دهمین انتخابات ریاست جمهوری باشد و بر عکس، شروع تازه ای را بنیان نهد، بایستی اصول پذیرفته شده و معین و تجربه شده جهانی را رعایت کند. انتخابات هم مانند مردم سالاری و حقوق بشر و حاکمیت قانون...آسیائی و اروپائی و اسلامی و مسیحی و سیاه و سفید...ندارد. اصول مشخصی دارد که اگر آنها را داشت «انتخابات» است و اگر نداشت، انتخابات نیست. اول آن که هر کسی برابر با قانون اگر به سن قانونی رسیده و پیشینه جنائی ندارد و از سلامت روانی برخوردار است، حق دارد که خود را کاندیدا کند و نه آن که شورای نگهبان بگوید که تو مسلمان نیستی و مطیع اوامر ما نیستی. دوم آن که آزادانه حق تبلیغ مساوی برای همگان باشد و نه آن که یکی از پول و امکانات حکومتی برخوردار باشد و دیگری مقیّد به اجازه چوب به دستان و چاقوکشان رنگارنگ حکومتی. سوم آن که اجرای انتخابات وسیله افراد با صلاحیت باشد و بی طرفانه انجام گیرد و با نظارت رسانه ها و نمایندگان کاندیدا ها باشد. بالاخره، چهارم آن که کاندیدا ها بایستی بدانند که در برابر وعده های خودشان نسبت به مردم مسئول هستند. اگر انتخابات چنین شرایطی نداشته باشد، دیگر انتخابات نیست و چنین انتخاباتی نه ارزش تحریم دارد و نه تأیید. و بهتر بودن و یا بدتر بودن این کاندیدا، یا آن دیگری، در محاسبه اصول و برنامه ها و مسئولیت ها نیست و روی سلیقه ها و ملاحظات دیگری است که مربوط به مردم سالاری و حاکمیت قانون نمی باشد. آشکار است که تجربه ملی ما نیز نشان داده است که از راه انقلاب به مردم سالاری و نهادینه شدن قانون نمی توان رسید. مطمئن ترین و کم هزینه ترین راه رسیدن به آزادی و حقوق بشر، راه اصلاحات تدریجی است و اگر ساختار نظام، این راه را باز نگذاشته باشد و یا باز نگذارد، بایستی در انتظار تحول های ناخواسته و پیش بینی نشده باشد. بدیهی است که این تحول های غیر قابل پیش بینی، تحول های کور نامیده می شوند که نتایج ناخواسته و زیانمند آنها دامنگیر همگان خواهد شد. تا کی و کجا ما بایستی گرفتار این چرخه نا میمون باشیم؟ تا زمانی که ساختاری نداشته باشیم که قدرت را کنترل کند و از آن مسئولیت بخواهد و تا هنگامی که مردم به قانون مندی و متحد شدن برای هدف مشترک، اعتقاد عملی پیدا نکنند.متحد شدن برای هدف مشترک مستلزم پذیرش فرهنگی است که حقوق مساوی برای همگان می خواهد و اعتقاد به نظر اکثریت دارد و بدبین به دیگران نیست. اکنون یکصد و دو سال از انقلاب مشروطه، پنجاه و پنج سال از سقوط دولت ملی مصدق و سی سال از انقلاب سال 1357 می گذرد و ملت ما روی آزادی و پیشرفت و رفاه را با وجود درآمدهای میلیارد دلاری، پنجاه و هشت سال، پس از ملی شدن نفت، ندیده است. و ما تابه خود نیائیم و مسئولیت نپذیریم و با نقد علمی گذشته، اشکالات فرهنگی خودمان و گرفتاری های ساختاری اقتصادی و اجتماعی و حکومت خودمان را نشناسیم و در رفع و تغییر و اصلاح آنها نکوشیم، هر راهی را که پیش بگیریم به ترکستان است. این تئوری «توطئه» و یا «همه کارها زیر سر انگلیس ها است» یا «سیاست تزاری و بعداً کمونیستی روسیه» یا «کودتای آمریکا - انگلیس مرداد 1333»...همه بهانه هایی برای تقصیر شکنی به گردن دیگران و مسئولیت ناپذیری مردم و بویژه روشنفکران و رهبران سیاسی و فکری خود ماست و به زبان ساده تر «از ماست که بر ماست». با انتخاب «اوباما »به ریاست جمهوری در آمریکا، فرصت تازه ای برای رفع تشنج در خاورمیانه و برای مردم ایران پیش آمده است که اگر اکثریت احساس مسئولیت کنند و فرصت سوزی نکنند، می توانند از زیان درگیری های بیهوده سی ساله، جلوگیری کنند و راه درست حفظ منافع ملی را در چهار چوب واقعیت جهان امروز ، در پیش گیرند. آرمان گرایان نخواهند یک شبه به سوئیس و ممالک اسکاندیناوی برسند و سنت گرایان آنچنان چشم را بر جهان نبندند که بخواهند به سی یا هزار و یا چند هزار سال پیش برگردند. اگر روحانیت دینی ما به آیت الله سیستانی نگاه کند، اگر حکومت ما به حکومت اسلامی ترکیه نگاه کند، اگر شورای نگهبان به انتخابات اخیر کشور جنگ زده عراق نگاه کند و اگر زمامداران ما به همان شیخ های حاکم کویت و دُبی و ابوظبی نگاه کنند...همگی متوجه می شویم که سیاست و نگاه و کارهای نادرست همگی ما، وارثان یکی از قدیمی ترین تمدن های پرافتخار جهان را به چه منجلاب دردناک و شرم آوری کشانده است. آیا می توانیم امیدوار باشیم که تجربه های تاریخی ما می تواند به بیداری و آگاهی و واقع نگری ما کمک کند و ما را از این تنگنای هستی و نیستی تاریخی نجات دهد؟ آیا بدون انقلاب، بدون ارتش خارجی، بدون آشوب داخلی، بدون خون ریزی و زیان بیشتر ،ما می توانیم از راه انتخابات آزاد، یگ گام به جلو برداریم تا این پیروزی، امید و نشاط ملی را افزون گرداند وبه تدریج خودمان را از دام فرهنگ نا مناسب کنونی نجات دهیم؟ شاد باش بهار نو، شادباش این تکامل فرهنگی است.
|
|
|
|
|
|
Latest Farsi Articles On Payam e Ashena
|
Submit a Comment
|
|
|
|
|
|
Posted Comment On Article |
Home >
فارسی >
سیاست |
|
|
راه و مدرسه بنيانگذار انقلاب؟!
از : عبدالعلی بازرگان : July 20th, 2010
کار ما از کجا خراب است؟
از : غفور میرزایی : June 21st, 2010
«من از بیگانگان هرگز ننالم»
از : غفور میرزایی : May 25th, 2010
«گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد ناپدید.»
از : غفور میرزایی : April 20th, 2010
منافع ملی
از : دکتر ناصر حقّی : April 20th, 2010
آینده ی نهضت سبز و مسائل مورد بررسی و توجه آن
از : غفور میرزایی : March 17th, 2010
تروریسم و سازمان های تروریستی
از : شهلا صمصامی : March 17th, 2010
به مناسبت 22 بهمن و سی و یکمین سالگرد انقلاب سال
از : غفور میرزایی : February 11th, 2010
نامه ای از تهران: کدام جمهوری ؛ کدام اسلام
از : محمد ح . ن. - فرزند ایران : February 11th, 2010
سال نو، فرهنگ نو ،نظام اداره امور جمعی نو
از : غفور میرزایی : January 11th, 2010
|
|
|
|
|
|
|
|