محسن مخملباف، از قندهار تا سیسیلی – سعید شفا –

محسن مخملباف، از قندهار تا سیسیلی

سعید شفا

«محسن مخملباف» بعد از ساختن فیلم های: سکوت، قندهار، رئیس‌جمهور… که در کشورهای دیگر ساخته، عاقبت تابو های زمانه و مسائل جنسی، خودکشی، بیکاری، مادر بودن، مذهب… را در فیلمی که ریشه در نئورئالیسم سینمای ایتالیا دارد مطرح می کند. او دیگر حجاب سکس و برهنگی را برای نخستین بار در فیلم هایش پس می زند و می کوشد زندگی دختر ۲۲ ساله ای را که دختر کوچکی دارد، در آخرین فیلمش «مارگه و مادرش» به نمایش بگذارد.

 دختر جوان بیکار است و برای یافتن کار، دخترش را نز

2 SUR(cines del sur) Granada 03/06/08 ,el director de cine iraní Mohsen Makhmalbaf

د زنی به امانت می گذارد. برای شرکت در بازی در یک «فیلم درون فیلم» برای نقشی به همراه دوست دخترش شرکت می کند، اما به دام دو شارلاتان می‌افتند که برای پول، تصمیم میگیرند سگ زن ثروتمندی را بدزدند.

 نقش «مار گه» (مارگاریتا) را یک دختر شش ساله بااستعداد به نام «مارگاریتا پنات لیو» بازی می‌کند که با بازی چشمگیرش، هربار که در صحنه هست، توجه تماشاگر را معطوف خود می‌کند.

در این فیلم  «مخملباف» و همسرش «مرضیه مشکینی» که متفقا فیلمنامه را نوشته‌اند، مسائل زندگی مدرن غربی را به زیر سوال می کشند بی آنکه به عمق آنها نقب بزنند. شاید همین گذشتن از مسائل درگیر جامعه غربی مثل مذهب، سکس، روابط شخصی کلاً کافی باشد تا جوامع غربی را زیر ذره‌بین قرار داد. و شاید« مخملباف» هنوز نتوانسته به کنه این جوامع با وجود سال‌ها زندگی در غرب، دست یابد. جامعه نگری، و جامعه شناسی به زمان و تجربه اندوزی نیاز دارد. اما در همین حد هم او توانسته آنچه که مدنظرش است در قالب فیلمش پیاده و بیان کند.
استفاده از بازیگران غیر حرفه ای نیز در این راه یاور او بوده تا توجه تماشاگر را از جلب شدن به بازیگران سرشناس سلب کند .

بالطبع «مخملباف» بعد از ساختن چند فیلم در ایران، بعد در افغانستان و ازبکستان… سعی دارد زندگی جیپسی وار و خانه به دوش خود را نیز به نحوی در فیلمش منعکس کند. عجیب که فضا و زبان انگلیسی را هنوز برای ساختن فیلمی در نظر نگرفته چرا که زبان و محیطی که ساکنانش به آن تکلم می کنند تا حدی با زبان ها و جوامع دیگر متفاوت است و چه بسا او را به دست انداز بیندازد که از آن پرهیز داشته. هرچند بعید نیست در آینده شاهد چنین فیلمی به زبان انگلیسی و در محیطی که ساکنان آنچنانی دارد را ببینیم.‌

تفاوت این فیلم با فیلم‌های «کیارستمی» که در خارج ساخته مثل: کپی برابر اصل… در این است که« کیارستمی» محتاطانه کار می‌کرد تا مشکلی برایش در ایران پدید نیاید، اما مخملباف که کاملاً رابطه‌اش را با ایران قطع کرده، این احتیاط را کنار گذاشته و ابایی از نمایش برهنگی یا بوسه میان شخصیت های فیلمش ندارد.

فیلم با وجود این که در روستایی در ایتالیا و در شب  در یک کلیسا فیلم برداری شده، اما تا انتهای فیلم ساکنان آن دیده نمی شوند. صحنه کلیسا که کمابیش طولانیست، باز به خرافات مذهبی و معجزه می پردازد که مریم باکره تاج طلایی را که دختر و دوست پسرش قصد سرقت آن را دارند به آنها هدیه می کند، اما کشیش فریب این معجزه را نمی خورد و با آوردن پلیس قصد دستگیری آنان را دارد .

فیلم را پسر «مخملباف» «میثم مخملباف» فیلم برداری و تهیه کرده و فیلم بعدی پدرش (تعطیلات) را که در دست تهیه دارد در فرانسه می سازد تا زبان فرانسوی را هم به لیست زبان های فیلم های شان اضافه کنند!

LOVE CHILD
وقتی انسانها پلهای پشت سرشان را به دلایلی منهدم می‌کنند و به کشور بیگانه‌ای پناهنده می‌شوند و می‌کوشند زندگی نوینی را آغاز کنند بی شک با مسائل بیشماری مواجه می‌شوند که همراه با سختی، سرخوردگی، ناکامی و یأس است.
LOVE CHILD (اشاره به کودکی که خارج از ازدواج  دو نفر به دنیا می آید) داستان زن و مردی است که رابطه خوبی با همسرانشان ندارند و در موقعیتی با هم آشنا و پس از چندی صاحب فرزندی می شوند .

در جامعه مذهبی ایران چنین موردی قابل قبول نیست، لذا آنان تصمیم می گیرند ایران را ترک و راهی ترکیه شوند. برتریت موقعیت این ها نسبت به اکثر مهاجران ایرانی به خارج دانستن زبان ترکی است که آنان را قادر می‌کند تا سد زبان را از سر راه بردارند. نیز دانستن زبان انگلیسی به هر دو امکان می‌دهد تا در مدرسه یی به تدریس بپردازند .‌ درباره ایرانیان مهاجر که اکثراً با مسائل و دشواری های بسیار روبه‌رو می‌شوند و اغلب در کشورهای مختلف (آلمان، یونان، استرالیا…) در وضع اسفناکی به سر می‌برند. فیلم های متعددی ساخته شده که اکثرا ریشه سیاسی یا اقتصادی داشته . در مورد شخصیت‌های این فیلم که هفت سال تلاش آنان را تعقیب می کند مسئله ازدواج و رابطه غیر قانونی با فرد دیگری است که با فیلم های مشابه تفاوت دارد. فیلم جایی تمام می‌شود که اقدامات آنها برای اقامت دائم به جایی نمی‌رسد و آنان همچنان سرگردان در ترکیه باقی می مانند .

فیلم را «اوا مول وِد» مستندساز هلندی ساخته که فیلم های: سال امید، مرد مدرن، دخمه… را در کارنامه اش دارد. اما آنچه این فیلم را از مستندهای او مستثنی می کند صرف زمانی است که او با این خانواده طی ۷ سال در لحظات خوب و بد، خوشی و غم.. . سپری می کند بی آنکه تماشاگر وجود او و دوربینش را که دائم شاهد گذران و پستی و بلندی زندگی آنان برای تنازع بقا است احساس کند .
این دومین فیلمی است که یک فیلمساز به زندگی چند شخصیت یکی از درون(همین فیلم) و دیگری از برون (در جستجوی فریده) که زن جوانی که یک زوج خارجی او را به فرزندی پذیرفته اند می کوشد تا پدر و مادر اصلی اش را پیدا کند می پردازد که در هر دو مورد زندگی انسان های واقعی را به تماشا می‌گذارند .
بدون سینمای مستند امکان دانستن، دیدن و فراگرفتن از زندگی انسان ها ممکن نخواهد بود. این فیلم، نمونه دیگری از لزوم و اوج سینمای مستند است.